قربه الی الله
مولا علی(ع) در حدیثی فرمودند که هر کس یکی از این پنج عمل رو انجام بده ، دچار غفلت نمیشه و فرصتهاش رو از دست نمیده.
1.محافظت از نماز.(در کارها الویت رو به نماز بدیم.سر وقت بخونیم و با توجه.قرائت صحیح و...)1
2.ذکر خداوند.(با توجه و حضور قلب و یقین. و شناخت نسبت به اینکه نام چه شخصی رو میگیم.)2
3.زمان شناس بودن.(انجام عکس العمل به فراخور شرایط زمانی و مکانی)3
4.ضد رذایل عمل کردن.(اگر درباره رذیله ای وسوسه شدیم، دقیقا برعکس اون عمل کنیم.)4
5.عبرت گرفتن.(عبرت از زندگی گذشتگان، از اتفاقهای طبیعی زمانی و مکانی و فصلی و...)5
پاورقی:
1.اولین عملی(وظایف دینی) که در قیامت به حسابش رسیگی می شود نماز است (رسول اکرم(ص) )
نماز هدیه مومن است به سوی پروردگار، پس هدایای خود را نیکو کنید تا جوایز شما نیکو شود (امام باقر(ع) )
2.از اونجایی که شکر و توبه از اذکار به حساب میان حدیثی در این مورد مینویسم.
خداوند از مردم خواستار دو فضیلت است: به نعمتها اقرار کنند تا بر آن بیفزاید، و به گناهان اعتراف نمایند تا آنها را ببخشد.(امام باقر(ع) )
3.از اونجایی که در شرایط خاص(مثلا انتخابات امسال) درست دیدن و درست فهمیدن(بصیرت و بینش) خیلی مهم و راهگشاست، حدیثی در این مورد مینویسم.
نابینا آن نیست که چشم ندارد. نابینا کسی است که بینش و بصیرت ندارد.(رسول اکرم(ص) )
4.مثلا رذیلۀ سبک شمردن نماز(دیر خواندن، نخواندن، با کسالت خواندن و...) که شیطون ما رو به اون وسوسه میکنه.
هیچ چیز مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال.(حضرت مهدی (عج) )
5.هر وقت بهار را دیدید، بسیار از قیامت یاد کنید (حضرت محمد (ص) )
اللهم عجل لولیک الفرج..................................................بسم الله الرحمن الرحیم
.. نادم .. 88/08/18
.. 13:29 |
الهی....
الهی
انتها نداری ز ابتدا تو بودی
جان من فدایت که خالق وجودی
الهی
هر کسی که خواهد به سمت تو بیاید
باید اول از دل دوگانگی زداید
اللهم ارزقنی شهادة فی سبیلک
.. نادم .. 88/08/11
.. 23:33 |
قطعه ای از بهشت...

رضا شمع و منم پروانه ی او
منم مست از می میخانه ی او
خدا لطفی به حال خسته ام کرد
شدم همسا یه ی ضامن آهو
گدای درگهت هستم رضا جان
مگیراز این گدایت لحظه ای رو
در احسان تو باز است همیشه
به هرخوب وبدی هستی تودلجو
همیشه درد من کردی مداوا
که من بیمارم و هستی تو دارو
ببویم عطر جنت را ز مشهد
نمودی شهر مشهد را تو خوشبو
دلم دیوانه کردی زآن سحر که
به من کردی اشاره چشم و ابرو
دل نادم به صحن قدس بردی
به آن سبزینه شال روی گیسو
.. نادم .. 88/08/07
.. 18:18 |
چه گویم از.....
باز دلم تنگ شده ای خدا !
هوای دل هوای سوز و دعا
به سینه ام غمی نشسته شها
گوش نما درد دل این گدا
درد جدایی و پریشانی ام
غم تباهی و پشیمانی ام
چه روزها که بی تو سر کرده ام
چه لحظه هایی که هدر کرده ام
چه گویم از این همه بی حاصلی
چه گویم از دوری و از باطلی
چه گویم از وسوسه های شیطان
چه گویم از درد فراق و هجران
چه گویم از نماز بی توجه
عبادت و نیاز بی توجه
چه گویم از غفلت و دل مردگی
ثانیه های پست افسردگی
چه گویم از شرک خفی و جلی
دوری ز صاحب الزمان، از ولی
چه گویم از کفر نهفته در دل
چه گویم از کشتی مانده در گل
چه گویم از نفاق و کبر و ریا
ثانیه های خشک پُرادعا
این همه گفتم که سخن بیاید!!
لیک تو می دانی زمن چه آید
گر که گناه من فراوان بود
بخشش و لطف تو سر از آن بود
چه گویم از نیمه شب و اشک و آه
رهایی پرنده از قعر چاه
چه گویم از ( نادم ) و قلب زارش
چه گویم از شوق وصال یارش
.. نادم .. 88/08/06
.. 2:49 |